کوزه شکسته

سال ها قبل میرابی بود که همه روزه وظیفه پر کردن حوض دربار را بر عهده داشت،میراب را دو کوزه بود که یکی سالم و دیگری را روزنه هایی بود.هر روز که برای پرکردن کوزه ها می رفت،نصف آب کوزه سوراخ می ریخت.یک روز هنگام استراحت صدایی از کوزه معیوب برخاست:ای میراب!مرا چه سود به کار تو؟مرا کنار بگذار و کوزه دیگری اختیار کن.میراب به پشت سر کوزه اشاره کرد و گفت:تمامی گل ها و سبزه هایی که در اطراف راه دربار روییده اند از سر وجود توست،آن وقت جواب آن ها را چه دهم:ناسالمی تو اگرچه مرا خسته می کند ولی در عوض چنین منظره زیبایی را بوجود می آورد.آیا کوزه سالم چنین توانایی را دارد؟

www.movafaghiat.com

  
نویسنده : سید هادی جلیلیان ; ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٤